سرنوشت : گاهي آنقدر معنوي مي شويم ، كه صورت مان مقلد جامه ي پشمين مان مي شود ! گاهي آنقدر بي قيد و بند مي شويم كه حجاب مان دروازه ي شهوت مي شود ! گاهي آنقدر به بهشت فكر مي كنيم كه دلال زمين هايش مي شويم ! گاهي آنقدر خدا را مي شناسيم كه جمشيد مي شويم ! گاهي آنقدر حقير مي شويم كه با تمسك به بزرگواري بزرگان خود را بزرگ مي پنداريم ! گاهي آنقدر حيوان مي شويم كه فراموش مي كنيم شرط لازم و كافي براي آدم ، آدميت است ! گاهي آنقدر فراموشكار مي شويم كه يادمان مي رود : « خيرالامور اوسطها » --------------- عاقبت : ازكنارت رفتن و غايب شدن ما را چه باك ؟ برديار ديگري تائب شدن مارا چه باك ؟ چون كه عشقت در سفر ما را معيت مي كند درد دوري را به جان صاحب شدن مارا چه باك ؟! نادي آغاز --------------- و ... خدانگهدار
| : |

