السلام عليک يا ابا صالح المهدی(عج) اللهم عجل الوليک الفرج اللهم کن لوليک الحجه بن الحسن صلواتک عليه و علی ابائه فی هذه الساعه و فی کل ساعه وليا و حافظا و قائدا و ناصرا و دليلا و عينا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فيها طويلا برحمتک يا ارحم الراحمين اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم میلاد پر شکوه دوازدهمین کوکب از منظومه آسمانی امامت و هدایت تجلی بخش بردباری و شکیبایی مهدی موعود امام زمان ( عج ) بر رهروان عشق ولایت مبارک باد ******* همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی اين سياوش چه كرده با روزهاي بي خاطره براي دانلود كافيه كليك كنين هنوزم هست اگه نظر بدين ميزارم زندگي : مجازاتي است اجباري در خطوط ممتدي به نام اميد به آينده ، حركتي است پوچ و پر گناه ، راهي است نا هموار و در عين حال خيلي سخت انتهاي اين جاده به بن بستي به نام عشق منتهي مي شود . دنيا : مكاني است پر از فساد، مكاني است پر از دروغ و نيرنگ ، حدودي است پر از شكست ، شبي است تاريك و سرد و طولاني ، پر از گرگ هاي درنده به نام انسان ، پر از موجود هاي دل مرده و آرزو گم كرده ، مو جو داتي به ظاهر زيبا و در باطن پوچ ، پر از اميد هاي نا اميد شده و خاطرات تلخ ، لبريز از زخم هاي عميق و دروني . جدايي : يعني رهايي از قفس زيباي عشق و پر كشيدن به سوي دل تنگي .... غم : توشه اي است افزودني و پايدار در راهي به نام زندگي ، كوله باري است سنگين ، كه از شدت سنگيني گاهي اوقات پشت انسان را خميده مي كند ، و او را مي شكند مرگ : تنها حاجتي است كه خدت در دادنش كوتاهي نمي كند ، تنها اميدي است كه نا اميد نمي شود ، و تنها راه گريز از مجازازت اجباري و دل بستن به آن بهنر از هر دلبستگي است . عشق : درسي است شيرين كه در مكتب خانه ي عشق تدريس مي شود و در دفترچه دل ثبت مي گردد . هيچ وقت واسه كسي گريه نكن چوه هيچ كس ارزش اشك تو رو نداره اونيم كه داره طاقت ديدن اشك تو رو نداره ظلمت شب تاريك و ظلماني ...شبي سرد و زمستاني شب يلدا وطولاني ...شبي احيا و نوراني شبي كه در وجود من ...چه بغضي بود ديرينه به رعد وبرق آن چشمت ...شد ابر بغض باراني شكست و باز شد بغضم ... چو آمد سيل طولاني تنزل شد بهار عشق ...چو آمد ابر باراني همان شب كه تو مي گفتي ... برايم عشق پنهاني كه تو در اين قلب مرده ...همانا تا ابد جاني فداي مستيِ چشمت ...كه پا بندِ به پيماني همان پيمان كه ما بستيم ... شب احيا و نوراني تو تنها آتشي هستي ... كه در اين سينه پنهاني اين شعر رو ديروز تمومش كردم .!!!!خواهش مي كنم كپي نكنين !!!!! دل شكني اشكم از ديده دويدن ننگ نيست ..... سينه ام جاي دلي چون سنگ نيست همه گويند مرا با دگران سرمستي.... باش ، تا خوش گذراني،جنگ نيست پيمان تو ببستي ولي پيمانه شكستي.... چشم مستت با دلم يك رنگ نيست خوش نوازي دگران را چنگي ..... بنواز اين دل را ، كه دگر در چنگ نيست این اولین شعرمه که تو ۱۳ سالگی نوشتم: مهر و مِي جام عشقم زوفا لبريز است....كار معشوقه ي دل جز به وفا چيزي نيست من در اين ميكده ها مستو خرابم ...ساقيا جامي بده تا دل سپارم تو چه داني كه دل من بي قرار است ...از تو و عشق تو دائم در فرار است مرغ شب در اين شبانگاه گريزد...در شبانگاه از دل من ناله خيزد اي دل غم زده ي عشق سراب ...حاصل عشق تو ماند بي جواب اي من بيگانه از من تو بدان .... عشق ماتم زده مي ماند نهان گر ببندي دل به دنياي دني ... تا عمر، اسير قفس و قفل تني مي دونين من تو زندگيم دوستاي زيادي دارم اما اگه راستشو بخواهين هيچ كدومشون به دردم نميخورن ( يكي دو تاشون خوبن) .البته شما كه دارين مي خونين جزو اون يكي دوتا هستين ...نمي دونم وقتي تو ذهنتون اسم دوست مياد چي تو ذهنتون مجسم مي شه . يعني چه توقعي از يه دوست دارين ...خوب دوست دارين من بگم بعدش شما يگين ؟...من ميگم كسي كه دوست داره پايه رفاقتو واسم بريزه حتما بايد به ياد خدا جونم باشه .جون من فكر نكنين من از اون بچه ها هستم كه الان فقط به ياد خدا هستم و يه شلوار پارچه اي دارم و همش دارم ذكر مي گم ...نه من از اين جور آدما نيستم و از اين دسته آدما خوشمم نمياد ...مي دونين من واسه اين مي گم ياد خدا چون مي دونم كسي كه ياد خدا باشه همه چيزي همراهش داره مثل معرفت ...من واسه اين مي گم هيچ كدوم از دوستام به دردم نمي خورن چون به ياد همه چيز هستن به جز خدا الآن كه دارم مي نويسم يه حسي بهم دست داده يعني دارم پيشه خودم فكر مي كنم من عجب آدمي هستم ..چقدر تنهام اما بعدش فكر مي كنم مي گم نه من شما رو دارم چي از اين بهتر كه شما پشتوانه من هستين سلام امروز(هشتم شهريور 84) يكي از دوستاي خوبم نظر داده بود كه وب لاگت تكراريه . راستش بهم بر خورد ، آخه مي دونين چيه من نمي تونم در بند مطلب باشم ..نمي تونم بلند بشم از روي يه كتابي كه يه نويسنده ديگه نوشته تايپ كنم ، نه اين كه تنبل باشم يعني خوشم نمياد اين جوري باشه . واسه همين تصميم گرفتمهر چي تو ذهنم مياد بنويسم ، البته شما مجبور نيستين به چرنديات من توجه كنين .اما فكر نكنم بدتون بياد.
به کسی جمال خود را ننموده ای و بینم همه جا به هر زبانی بود از تو گفتگویی
به ره تو بسکه نالم زغم تو بسکه مویم شده ام ز ناله نالی شده ام ز مویه مویی
همه خوشدل اینکه مطرب بزند بتار چنگی من از آن خوشم که چنگی بزنم به تار مویی
بشکست اگر دل من بفدای چشم مستت سر خم می سلامت شکند اگر سبویی
همه موسم تفرج به چمن روند و صحرا تو قدم به چشم من نه بنشین کنار جویی

| : |









