تبليغاتX
ندای آغاز




























Blog . Profile . Archive . Email . .


ندای آغاز

آوای تنهایی های من

وقتي خدا بخواهد زن بگيرد چه بساطي برپا مي كند براي خودش ،

يك تهران را مهمان مي كند به برف هاي شادي و يك كاروان بزرگ عروسي در خيابان ها به راه مي اندازد !

فكر مي كنم ما آدم ها همه از خويشاوندان آقاي داماديم ،‌آخر خودش مي گويد از روحش دميد كه ما آدم شديم ؛‌

آدم هم نشده باشيم به انسان بودن مان شكي نداريم ،

 

زير برف قدم زدن خيلي صفا دارد

آخر آدم به زنده بودن اش شكي نمي كند لااقل خيالش راحت است از اين كه نفس هايش را به نظاره مي نشيند ،

نفس هايي گرم كه وقتي در آغوش سرما غوطه ور مي شوند ، رويشان سفيدتر مي شود !

شايد براي همين است كه من از بهار ها مي ترسم ،

چه فايده دارد بهاري كه نه بازدمت نشان گر زنده بودنت مي شود نه روحت از ديدن گل هايش احيا مي شود

بهار براي درخت هايي معني دارد كه با دختر همسايه شان سه ماهي به خواب مي روند و آخر سر هم يك عالمه بچه مي آورند براي خودشان

سبز و سبز و سبز

 

دخترهاي اينجا همه زير چتر هاي رنگارنگ شان خيابان ها را گز مي كنند

مدام حواسشان به خودشان است كه نكند سفيدي برف ، سياه كند زير چشمانشان را

آن وقت ديگر ماشين هاي آخرين سيستم براي سوار كردن شان صف نمي كشد

سفيدي ها هميشه سياهي ها را رسوا مي كنند ،

مثل سپيده ي صبح  در اتاق محقر من

مثل زيبايي فرشته ها در برابر شيطان

مثل نور چراغ قوه دربيابان برهوت

مثل تو كه وقتي آمدي حسابي  .... !

 

نمي دانم تو اينجا چكار ميكني

انگار اثرت هيچ وقت خنثي نمي شود

مثل اثر جوش هاي پدرم در صورت من

مثل اثر سردرد هاي پياپي براي اشك هاي پياپي

مثل اثر اشك در كاغذ دفترم

مثل اثر بوسه هاي گرمت

اثر ها هيچ وقت از بين نمي روند

اين گونه خيالم راحت مي شود كه هنوز اثري از من در تو ديده مي شود

......

پي نوشت :

اهنگ بي واژه محمد اصفهاني روي آدرس زير كليك كنيد

http://s1.picofile.com/file/6623050300/10_Bi_Vajeh_Romance_.mp3.html

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

"برگي از دفتر چه ي نادی آغاز "| |


: